نوع تازه‌اي از پيانو را ابداع كرد. وي آهنگ‌ساز و ارگ‌نواز معروفي بود. بسياري از ساخته‌هايش‌ هنوز باقي است و بيش از يك‌سوم آثار موسيقي ايتاليا را در سده‌ٴ چهاردهم تشكيل مي‌دهد، كه‌ به‌دست ما رسيده است‌. فرانچسكو در زمينه‌ٴ موسيقي نظري كاري نكرد، ولي در اين‌جا به‌خاطر كامل شدن مطلب ذكر شد، چون وي مهم‌ترين نماينده‌ٴ ايتاليايي موسيقي جديد در سده‌ٴ چهاردهم بود. او ارگ‌نواز كليساي سان لورنتسو بود و هنگامي كه در دوم سپتامبر 1397 در فلورانس درگذشت‌، در همان كليسا به خاك سپرده شد. خيلي زود در آن‌جا بناي يادبودي برايش‌ ساختند كه او را به‌صورت نقش برجسته‌اي با يك ساز كوچك نشان مي‌دهد. اين تصوير غالباً در تاريخ‌هاي موسيقي چاپ شده است‌.
در سال 1364 در پايان يك مسابقه‌ٴ نوازندگي در ونيز، كه پترارك هم در شمار داوران بود، شاه قبرس به وي تاج افتخار اعطا كرد.

تانستد

فرانسيسي‌، رياضي‌دان‌، فيزيك‌دان و موسيقي‌دان انگليسي (وفات‌: 1369).
سايمون تانستد در نُرويچ زاده شد، ولي پدرش اهل تانستد در همان استان (نُرفُلك‌) بود. سايمون در نرويچ به سلك فرانسيسيان درآمد. سرانجام‌، دكتر در الهيات‌، ناظر صومعه‌ٴ نرويچ‌، در سال 1351، استاديار فرانسيسيان در آكسفورد و در حدود 1360 رئيس فرانسيسيان انگليسي‌ شد. او در سال 1369 درگذشت و در صومعه‌ٴ راهبگان بروسيارد در سافُلك به خاك سپرده شد.
وي آلبيون [ساعت‌] ريچارد و الينگفرد و توصيف آن را اصلاح كرد.
شهرت وي به‌خاطر يك رساله‌ٴ موسيقي است كه انتسابش به او كاملاً مسلم نيست‌. نام آن‌ درباب چهار اصل موسيقي است و يكي از بهترين و كامل‌ترين آثار در آن عصر به شمار مي‌رود و مي‌توان آن را با رساله‌ٴ معاصر پيشين تانستد، يعني والتر ادينگتن بنديكتي (چهاردهم ـ 1) قياس‌ كرد. اين رساله‌اي روشن و عملي است‌. چهار بخش اين كتاب به ترتيب مربوط است به‌: الف‌) كليات‌؛ ب‌) عناصر موسيقي‌، ساختمان تك سيم و فواصل‌؛ ج‌) نت‌نويسي و آواز ساده‌؛ د) موسيقي وزني (ايقاع‌). اين بخش چهارم تازه‌ترين و مهم‌ترين بخش كتاب بود. بنابر نوشته‌ٴ روي جلد يك نسخه‌ٴ كتاب‌خانه‌ٴ بادليان‌، آن كتاب از سايمون دو تانستد، دكتر در الهيات است و در ماه اوت 1351 به اتمام رسيده‌؛ نسخه‌ٴ ديگري در بادليان همان نام و تاريخ را دارد.
تانستد، فيليپ ويتري (چهاردهم ـ 1) را به‌طور مبالغه‌آميزي مي‌ستايد، كه ممكن است صرفاً ناشي از اين امر باشد كه او اطلاعات موسيقي خود را از فيليپ ويتري اخذ كرده است‌. آخرين‌ مأخذ نظريه‌ٴ جديد موسيقي فارابي (دهم ـ 1) است‌، كه بر اساس شيوه‌هاي يوناني تأليف كرده‌ است (ايسيس ش 20، ص 28 ـ83).